فیزیک اساسی برش فلزات شامل اعمال نیروی برشی است که باعث ایجاد تغییر شکل پلاستیکی در سراسر ضخامت ماده میشود؛ در اینجا تناسب مستقیمی بین تنظیم ظرفیت ماشین (برحسب تن) و ضخامت ورق، عرض آن و مقاومت کششی ماده وجود دارد. ماشینهای برش ما بر اساس حداکثر ضخامت قابل برش در عرض کامل و برای مقاومتهای کششی مشخصی ردهبندی شدهاند؛ معمولاً برای فولاد کربنی این مقاومت ۴۵۰ نیوتن بر میلیمتر مربع (N/mm²) در نظر گرفته میشود، اما ظرفیت ماشین بهطور قابلتوجهی با تغییر نوع ماده تغییر میکند. رابطه بین فاصله بین لبههای بالایی و پایینی (Blade Gap)، ضخامت ماده و کیفیت برش، نقشی حیاتی در دستیابی به نتایج بهینه ایفا میکند؛ زیرا فاصله بین لبههای بالایی و پایینی معمولاً باید برای فولاد نرم بین ۵ تا ۷ درصد ضخامت ماده تنظیم شود و برای فولاد ضدزنگ یا آلومینیوم باید این فاصله تنظیم گردد تا از تشکیل برآمدگیهای غیرطبیعی (Burr) یا سایش زودهنگام لبهها جلوگیری شود. زاویه برش (که به آن زاویه شیب یا Rake Angle نیز گفته میشود) بر نیروی برشی مورد نیاز و کیفیت لبه نهایی تأثیر میگذارد؛ زاویههای بزرگتر نیروی برشی مورد نیاز را کاهش میدهند اما ممکن است باعث افزایش تحریف ماده شوند. برای فولاد کربنی، زوایای برش معمولاً بسته به ضخامت ماده بین ۰٫۵ تا ۲ درجه متغیر است؛ در مواردی که ضخامت ماده بیشتر است، زاویه بزرگتری برای توزیع مؤثرتر نیروی برشی لازم است. سیستم نگهدارنده (Hold-down) قبل از شروع حرکت برش، فشار محکمکنندهای را بر روی ماده اعمال میکند تا از جابهجایی ورق جلوگیری شده و دقت در محل برش تضمین گردد؛ نیروی نگهدارنده معمولاً بین ۱۰ تا ۲۰ درصد نیروی اصلی برش بسته به ضخامت ماده است. عمق گلو (Throat Depth) تعیین میکند که برش تا چه فاصلهای از لبه ماده قابل انجام است؛ در پیکربندیهای استاندارد این عمق معمولاً ۱۲۰ میلیمتر است و در نسخههای توسعهیافته به ۱۵۰ میلیمتر یا بیشتر میرسد تا امکان پردازش ورقهای بزرگ فراهم شود. درک این پارامترهای اساسی به تولیدکنندگان کمک میکند تا تجهیزاتی را انتخاب کنند که بهطور قابلاطمینانی نیازهای تولیدی آنها را برآورده کرده و سرمایهگذاری اولیه را بهینهسازی نمایند. برای کمک در محاسبه ظرفیت برش مورد نیاز بر اساس نوع ماده، ضخامت و ابعاد خاص شما با ما تماس بگیرید.